|
باشد که پاک مطهر و درخشان فرزند خداوند شوم
|
||||
منتظریم برگرد...
پا میذاری تو یه خاک غریب ... می بینی خیلی غریبی ... خاک غریب تو به اندازه این دنیای نامتناهی ... بعد از ثانیه ها ، می بینی ذره ذره این خاک شده همه داشته ات ، عاشق میشوی... عاشق به وسعت همه قلبت ... دل می بندی ... همه داشته ات در مشت بسته ات جای می گیرد ... روزی از میون این همه روز، پا می نهی به دل دنیایی دیگر ... با خود باری از دلتنگی داری؛ باری از شبهای تنها ، باری از عشقهای بی فرجام ... اینجا جای رحل اقامت افکندن است ... می گویند اینجا خیالی است اما تو بعد از ثانیه ها در می یابی اینجا دنیایی است زیباتر و واقعی تر از هر دنیای ولقعی دیگر .... خلق می شوی و خلق می میکنی ... همه ناگفته هایت ، گفته می شوند و همه آدمکها همراز ... تو خدای سرزمینی می شوی به وسعت همه رازهای قلب کوچکت ... سرزمینت سبز میشود با اشکهای شبانه ... ستاره ها چشمک زنان در شبهای ساکتت با تو به سرور می نشینند ... گاهی عاشق می شوی ، گاهی فارغ ... گاهی شاه و گاهی گدا ... شعر می شوی گاه با قافیه و گاه بی قافیه ... گاهی غم می شوی و گاه لبخند ... گاهی دریا می شوی برای نوازش تن ماهی خسته ای ... گاهی می شوی التیام دردی بی درمان ... گاهی اشک و گاهی شادی ... اینجا سرزمین عشق است و آزادی ... آزادی دل ما ... اینک گمشده در دنیای واقعی ات ... چشم انتظار دیدن واقعی ترین رویاها ... بی خبر از این دنیای رویایی و این سرزمین بی خدا ... سرزمینت تو را میخواند ... " چند قدم نزدیکتر به خدا " در انتظار بازگشتت روزها را می شمارد ... بیا و میلادش را ستاره باران کن ... مهدی عزیز ... یکساله شدن وبت رو تبریک میگم .. من نوشتم ، دوستات هم می نویسن .. اما تو خدای این سرزمینی ... وقت بازگشتنه ...برگرد ...
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 20:1 توسطمهدی
|

خاک است که خويش را به باد ميسپارد ...
و من خويش را به خاکی سپرده ام که ديگر توان پروازش در باد نيست .... و باد ديگر نخواهد وزيد ، باد شرمنده از بودنش شده و خاک هنوز دلی دارد قد قطره از دريا....خاک خويش را به بالا خواهد رساند اگر صورتکهای زشت ما بگذارد ، خاک نيز ابدی خواهد شد ، خاک را کثيف نکنيم ... و کاش او بیاید که دلمان تنگش است .... کاش او بیاید که خاک را در مقدمش به گل تبدیل کنیم..... پ.ن:برای مدتی نامعلوم نیستم اگه نیومدم حلالم کنید
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 21:45 توسطمهدی
|
